ملغمه

متن مرتبط با «جگوار قدیمی فروشی» در سایت ملغمه نوشته شده است

جگوار قدیمی

  • نیلوبلاگ

    بنده ی برگزیده ی خدا xa0 xa0 یک پسربچه ی شنگول ده-یازده ساله بودم . طبق معمول داشتم در پیاده رویِ خیابانِ اصلیِ شهر ، ولگردی میکردم . پیاده رو مزدحم بود . نمیدانم آن روز به چه مناسبت انقدر شلوغ شده بود . در میان ازدحام ، صدای زنی را شنیدم که انگار داشت پسرش را صدا میزد . "حسین ؟ حسین ؟" به سمت صدا برگشتم . خانم نسبتا مسنی دم در یک مغازه ایستاده بود . نگاهش با نگاه من تلاقی کرد و گفت :"آقا پسر! میشه دست حسین رو بگیری و بیاریش اینجا "xa0 xa0 xa0 حسین یک جوانک مبتلا به سندروم داون بود . چند قدم آن ...

    ادامه مطلب